مهدي مهريزي
140
ميراث حديث شيعه
[ متن رساله ] ذكر القديم أولى بالتقديم سپاس بي قياس وحمد [ بي حد ] « 1 » * خدايى را كه ذاتش نيست در عد إلهٌ ذاته فرد [ قديم ] * مليكٌ صنعه برٌّ جسيم خداوندى كه أو معطى [ جان است ] * ز روى عقل معبود جهان است . . . . . . . . . . . . . . صانع پاك * ميان آب روشن جوهر خاك . . . . . . . . . . . . . . . * وز ايشان برگزيد أو نوع انسان . . . . . . . . . . . . ممتاز * به دانش كرد أو را محرم راز . . با نوعي از ايشان * كه تاج اجتباشان كرد احسان . . . . . كردش أول كار * بر أو بگشود آخر جمله اسرار امام أنبيا ومقتداشان * محمد دان حقيقت پيشواشان چو فضلش بر رسل امرى يقين است * از آن أو رحمة للعالمين است درود وافر از صدر رسالت * كنم بر آل واولادش حوالت سبب ترجمه كردن نثر اللئالي شنيدم موكب مخدوم أعظم * به صوب أصفهان آمد مكرم عراق از مقدمش مصر عيان شد * نمودار بهشت جاودان شد رعايا در حريم دولتش شاد * كه دادِ هر يكى از عدل خود داد چو منشور سعادت از أزل داشت * به عدل وداد ، دايم أو عمل داشت ملقب از شرف ذاتش از آن شد * كه ذاتش در شرف نام ونشان شد گزيده صاحب أعظم على اوست * على ذات مبارك آن ولى دوست
--> ( 1 ) . بين كروشهها تصحيح قياسي است ودر عكس نسخه جاى آنها خالى است .